ناصر فرج زاده : استاد دانشگاه و دکترای بینایی ماشین

ناصر فرج زاده : استاد دانشگاه و دکترای بینایی ماشین

کی هستی و داری چی کار می کنی ؟

ناصر فرج زاده از تبریز!  متولد اول آذر ۱۳۵۸. بقول بیشتر دوستای غیر ایرانیم «You are a typical scorpion»
الان بیشتر تمرکزم روی دانشگاه و تدریس توی دانشگاهه. اما در کنار تدریس خیلی دوس دارم آموخته‌ها و تجربیاتم رو در ارتباط با صنعت و تجاری سازی‌شون بکار ببرم. ناگفته نماند که یکی دو تا کار (پروژه) رو هم شروع کردم. تخصص کلی‌م هوش مصنوعی و تخصص جزیی‌م بینایی و یادگیری ماشین‌ه. البته مطالعه در مورد رشته علوم شناختی و  ارتباطش رو با رشته خود رو هم خیلی دوست دارم و هر روز که مطالعه‌‌ام در موردش بیشتر میشه گرفتارتر میشم!
یه مدتی رو تو google و alibaba.com بترتیب به عنوان کارآموز و انترنشیب مشغول بودم. تجربیات خیلی خوبی هم کسب کردم که امیدوارم بتونم با فرصت‌هایی که توی دانشگاه پیش میاد اونارو به دانشجوهای گلم انتقال بدم: «…تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.»

آخرین روز کاری در alibaba.com سال ۲۰۱۲

آخرین روز کاری در alibaba.com سال ۲۰۱۲

تقریباً ۳-۴ سالی میشه که هر روز صبح‌مو با یک لیوان قهوه (آمریکانو) شروع میکنم و یکی از چیزایی که برام خیلی لذت بخشه نشستن در سکوت و گوش کردن به موزیک‌های مورد علاقم (سبک Ambient) هست. از فلسفه، عرفان و حتی منطق خوشم نمیاد و خیلی به فازی بودن علاقه دارم. یعنی بیشتر اتفاقات دوروبرم رو بدلیل مطالعاتی که در مورد مغز انسان داشتم  فازی درک میکنم…شاید کلاً از موضوع پرت شدم و دارم بیراهه میرم «Who knows, and who cares?»

بعد از ظهر تابستان ۲۰۱۱ بالکن دانشکده (Zhejiang University, China)

بعد از ظهر تابستان ۲۰۱۱ بالکن دانشکده (Zhejiang University, China)

راستی یادم رفت، هر وقت فرصتی پیدا بکنم با پسرم میرم یه فضای باز و باهم Frisbee بازی میکنیم. به قول گفتنی: some quality time و…عاشق سریال «Family Guy” هستم.

من و پسرم سواحل دریای خزر نوروز ۹۱

من و پسرم سواحل دریای خزر نوروز ۹۱

از چه سخت افزارهایی واسه کار و زندگی استفاده می کنی ؟

بیشترین استفاده سخت‌افزاری رو از لپ‌تاپم ThinkPad x200 دارم. خیلی دوستش دارم و یه ارادت خاصی هم بهش دارم. کسایی که  اولین بار منو با این لپ‌تاپ میبینن دلشون برام میسوزه و خیلی دوست دارن تا یه جشن گل ریزونی بشه و کمی پول جمع کنن تا بلکه من بتونم لپ‌تاپم و عوض کنم و بقول خودشون من شدم مصداق بارز  «کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره». تا چند مدت قبل هم گوشیم iPhone 4s  بود که واقعاً از کارایی‌ش و طراحی بی‌نظیرش لذت میبردم. اما تصمیم گرفتم خودمو از زندان این زیبایی وحشتناک خلاص کنم.دروغ چرا… بعضی وقتا دلم براش تنگ میشه…

از چه نرم افزارهایی استفاده میکنی ؟

بنا به دلایل کاملاً روشن از سیستم‌عامل ویندوز بدم میاد و خیلی وقت پیش و زمانیکه توی alibaba.com بودم تصمیم به مهاجرت به لینوکس گرفتم و به سلامتی تونستم از دست ویندوز خلاص بشم. الان تقریباً بیشتر کارای حرفه‌ای و روزانه‌ام رو با این سیستم‌عامل (توزیع elementary OS) انجام میدم. مرورگر مورد علاقمFirefox هستش و از Thunderbird برای مدیریت ایمیل‌هام استفاده میکنم. از LibreOffice هم بعنوان یک جایگزین شایسته برای MS Office استفاده میکنم. ناگفته نماند که بیشتر کارهای حروف‌چینی مربوط به مقالاتم رو  با TexMaker که یک ویرایشگرLaTex هست، انجام میدم. مدیا پلیر مورد علاقم SMPlayer هستش. از GIMP و Inkscape هم بترتیب برای ویرایش فایلهای تصویری رستر و وکتور استفاده میکنم. دو تا آرزوی نرم‌افزاری دارم که ۱) ای کاش ورژن رایگان PDFXChange و ۲) IDMan هم (یا مشابه‌شون) به مجموعه نرم‌افزاری لینوکس اضافه بشه…

چه کتابی رو دوست داری و آخرین کتابی که خوندی چی بود ؟

آخرین کتابی که خوندم «علوم شناختی: مقدمه‌ای بر مطالعه ذهن» بود. این کتاب رو برای همه کسایی که علاقه به هوش و شناخت بیشتر ارگانی به نام مغز رو دارند پیشنهاد میکنم. امیدوارم بعد از مطالعه این کتاب (و کتاب‌های مشابه در همین زمینه) دیدتون نسبت به جهان پیرامون خودتون عوض بشه و ارتباط بین علت‌ها و معلو‌ها رو بیشتر درک کنید و قبل از اینکه ترس نزدیک شدن به چیزی یا کسی رو به خودتون راه بدید، ترس دور شدن ازش رو تجربه کنید.

۶۴ دیدگاه

  • علی
    ۱۲ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۹:۰۵

    دوسش دارم. خیلی زیاد.

  • رعنا
    ۱۲ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۹:۴۲

    منم دوسش دارم

  • amin
    ۱۲ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۹:۴۶

    merc az matlabi k gozashtin ; man khodam be shakhse vagti sare kelase ishoon mishinam sarshar az energie misham .fogoladan ishoon ….

  • محمد
    ۱۲ اسفند, ۱۳۹۲ - ۲۰:۰۵

    به به لذت بردم از سلیقه ی موسیقایی شما

    امیدوارم تندرست و بهروز باشید

  • مهدی
    ۱۲ اسفند, ۱۳۹۲ - ۲۱:۰۷

    High Class tarin Ostaade Daaneshgahemun Bedune Eghraag :-)

    FogoLaade an

    Movaffag Baashan

  • ۱۲ اسفند, ۱۳۹۲ - ۲۱:۵۰

    دکتر فرج زاده بی نظیر هست …
    جزو بهترین استادی بودن که باهاشون کلاس داشتم :)
    دکترجان همیشه شاد و سلامت باشید …

  • hosaini
    ۱۲ اسفند, ۱۳۹۲ - ۲۲:۰۷

    موفق باشی ناصر عزیز!
    چیزی که بیشتر تو چشه موفقیت آدمای لینوکسه!
    آقا بیرون بکشیم از این ویندوز! چیه این سیستم عامل سوراخ سوراخ!!!

  • sisi
    ۱۳ اسفند, ۱۳۹۲ - ۰۷:۱۰

    موفق و سربلند باشید استاد…شما تبدیل به یکی از بهترین خاطرات ما شدید

    • ناصر
      ۱۳ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۷:۵۹

      سلام سی سی و همه دوستای (دانشجوهای) عزیزم. از حسن نظر شما و لطفی که به من دارین واقعا خوشحالم. همه‌تونو دوست دارم و خوشحالم. خوشحال. خوشحال. خوشحال.

  • حسنی
    ۱۳ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۸

    لذت بردیم از این همه خوش سلیقگی

    فقط چرا به جای IDM چرا از cron بعلاوه aria2 استفاده نمی کنید؟بهتر و کاراتر از مشابه ویندوزیه

    • ناصر
      ۱۳ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۷:۵۴

      سلام دوست عزیزم
      من از هر دوشون استفاده کردم. از نظر کارایی هم واقعا حرف ندارن. اما ما آدما معمولا از یه چیزی که خوشمون اومد سعی میکنیم زمین و زمان رو بکار بگیرم تا زیبای‌های انو وصف کنیم و هر روز بزرگترش کنیم… تا خدای نکرده مجبور نشیم چیزای تازه‌تری (و شاید بهتری) رو تجربه کنیم… من XDMan رو هم که خیلی شبیه به IDMan‌ هست رو تجربه کردم. اما بعضی وقتا crash میکنه. اما الان از نسخه IDMan 5.05 (به کمک Wine) توی eOS‌ استفاده میکنم. :)
      و خیلی ممنون از پیشنهادتون.

      • حسین
        ۱۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۰۴:۵۷

        می تونید از download them all افزونه فایرفاکس یا prozilla استفاده کنید!

      • ۲۷ آذر, ۱۳۹۳ - ۰۳:۵۲

        سلام استاد

        لطفا اگر ممکن است ایمیلتان را در اختیارمان قرار دهید
        bazzehntux@gmail.com

  • فرشید
    ۱۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۳

    سلام ، ۶سال گذشت اما خوشحالم الان می تونم ازتون تشکر کنم…فقط یه سوال، کدوم دانشگاه تدریس مس کنید الان؟

    • ناصر
      ۱۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۹:۲۲

      سلام رفیق. منم خوشحالم که هنوز بنده رو به یاد میارید. دانشگاه آذربایجان. موفق و شاد باشید.

  • علیرضا قاسمزاده
    ۱۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۲۱:۳۰

    دلم برای بحث های داخل کلاسمون خیلی تنگ شده…
    عاشقتم چون همیشه خاستی چیزی باشی که دلیل بودنش را بدانی از خوردن یک قهوه تا شغل. نه از شکستن عرف میترسی و نه از دانستن و نه از باطل کردن غلط. شاید یه جای دیگه یه جور دیگه باز روی صندلی کلاسی بشینم که استادش از قبل نتیجه ی بحث را مشخص نکرده و میخواهد با حقایق و فکر شاکرداش به نتیجه یا دیدگاه دیگری برسد…
    آن صفر کرده که صد قافله دل همراه اوست… خدایا هرکجا هست به سلامت دارش…

  • ۱۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۲۱:۳۰

    عالی : قبل از اینکه ترس نزدیک شدن به چیزی یا کسی رو به خودتون راه بدید، ترس دور شدن ازش رو تجربه کنید.

    واقعن ممنون. استاد من نبودید و قرار هم نیست بشید احتمالن :) ولی خوبه که هستین
    خوبه همچین آدمایی مدرس /استاد دانشگاه باشن .

    شاد باشین.

    • ناصر
      ۱۷ اسفند, ۱۳۹۲ - ۰۲:۵۱

      سلام. سپاسگذارم. :-)

  • ۱۷ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۶

    مختصر و مفید.
    بــســی لذت بردیم

  • مهدی علیپور
    ۲۱ اسفند, ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۸

    دکتر فرج زاده استاد بی نظیری هستن. آدمی که علم و سواد و ادب و خوش مشربی رو همه با هم داره. فقط استاد این برگه ی پروپوزال منو امضا نکردین موند واسه سال جدید ! :D

  • محمد
    ۲۳ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۳:۴۳

    جناب فرج زاده به عنوان کتاب بعدی، فیزیولوژی پزشکی گایتون و هال، جلد ۲، چند بخش اول که مربوط به اعصاب هست رو پیشنهاد میکنم

    • ناصر
      ۲۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۰۴:۱۸

      سلام. ممنون و سپاسگذاز از پیشنهادتون. اگه فایل pdfش رو در اختیار دارین، ممنون میشم برام ایمیل کنید:‌nacer_farajzadeh (ایمیل باکس یاهو)

      • محمد
        ۲۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۷

        سلام مجدد
        خواهش میکنم. برای شما ارسال کردم.

  • ناز
    ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۲۰:۰۵

    من یکی که بعد از هر کلاس استاد جون کلی اعصابم خورد میشه. اصن یه وضعی میشم نگو. به قول آقای علیپور کلا همه چیزو بصورت پگ یجا دارن ایشون. خدایش آخه حیف نیست فقط ما دانشجوهاش از حرفاش لذت ببریم؟ بنظرم یک وبلاگ براش درست کنیم و ازش بخوایم برامون بنویسه (البته اگه ما سرش هر روز خراب نشیم) تا بقیه هم کمی حالشو ببرن.
    فک کنم استاد سبک ترنس (Trance) رو فراموش کردن بنویسن که خیلی بهش علاقه دارن :دی و اینکه چقدر خوشبو هستند و به عطر وادکلن هم علاقه وافری دارن ایشون.

    • ناصر فرج زاده
      ۲۷ اسفند, ۱۳۹۲ - ۰۶:۱۰

      سلام و ممنونم.
      ۱) آخه تو وبلاگ چی بنویسم؟!!!! D:
      ۲) این اطلاعات حیاتی رو از کجا کسب کردین؟!!!! ;)
      ۳) از کدوم دانشگاه اونوقت؟

      • ناز
        ۴ فروردین, ۱۳۹۳ - ۲۱:۵۵

        ۱) هرچی که به ما میگین (اگه اجازه بدین من یا دوستامون میتونیم بنویسیم بدیم شما ویرایشش کنین. اینجوری کمتر وقتتون گرفته میشه.)
        ۲) اینارو همه عالم و آدم میدونن دیگه :دی
        ۳) ازاد تبریز

        • ناصر فرج زاده
          ۸ فروردین, ۱۳۹۳ - ۱۸:۰۴

          ممنونم از همکاری و لطفتون. امیدوارم که بتونیم همچین کاری و انجام بدیم و مشکلی پیش نیاد. موفق باشید.

  • ۲۳ فروردین, ۱۳۹۳ - ۲۰:۱۲

    من شما رو نمیشناسم ولی حس خوبی پیدا کردم (شاید بخاطر اینکه منم از ویندوز به لینوکس مهاجرت کردم بعد از یه مدت طولانی برنامه‌نویسی روی ویندوز…! و نرم‌افزارمون شبیه همه) عجیبه که یه وبلاگی وب سایتی چیزی ندارید؟!

    اینطور که می‌گن انرژی مثبتی می‌پراکنید :) پس چرا محدود؟ کلا چرا اساتید دانشگاه‌های ما معمولا فقط در سطح آکادمیک فعالیت می‌کنن؟ درسته؟

    • ناصر
      ۲۷ فروردین, ۱۳۹۳ - ۲۰:۰۵

      سلام. از اینکه حس خوبی پیدا کردین خوشحالم.
      راستشو بخواین خیلی دوست دارم یه وب سایت راه بندازم یا یه وبلاگی چیزی. اما واقعا فرصت نمیکنم. یعنی ۱ دقیقه من تو زندگیم آرامش ندارم از دست این دانشجو‌های عزیزم. (البته از اینکه این اتفاق می‌افته خیلی خیلی خوشحالم و لذت میبرم و دارم یه جورایی فرافکنی میکنم بقول بعضیا.)

      کیا میگن انرژی مثبت می‌پراکنم؟! شایعه است به مولا!

      اما چرا محدود به دانشگاه…تقریبا درسته. دلیل خیلی مهم‌ش اینه که از نظر فرهنگی و صد البته سنتی، استاد باید یه موجود (چیز) عجیب و غریبی باشه! اگر کسی غیر از این رفتار کنه زود تند سریع بهش یه انگ دم دستی میزنن میره پی کارش. البته من زیاد پای بند این سنت حسنه نیستم و سعی میکنم با دانشجوها مثل یه رفیق رفتار کنم و واقعا از اینکار لذت میبرم. امیدوارم بتونم با شرایط حاکم این مدلی ادامه بدم فعالیتم رو.

      موفق و کامیاب باشید

  • شهریار صالح اهری
    ۱۰ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۰۰:۴۷

    آقای دکتر من دانشجوی مکاترونیک(بینایی و شبکه های عصبی) شما در واحد اهر بودم جو و محیط کلاس های شما فوق العاده دلنشین بودن صمیمیتی که با دانشجو ها داشتین زیبا بود شخصیت -رفتار – برخورد- مدل لباس پوشیدن کلا همه خاص بودند کلاس های شما بی شک بهترین کلاس های دوران تحصیلم بودند واقعا دوس داشتم تا آخر عمرم دانشجو باقی میموندم شما استاد کلاس های من.
    هیچوقت فراموشتون نمیکنم بابت همه چی مرسی و دوستتون دارم. امیدوارم همیشه همه جا همه وقت سالم و تندستو پیروز باشین وباز هم شما رو از نزدیک ببینم.
    واقعا حیف که از این واحد رفتین گر چه مشخص بود چرا رفتین.

    • ناصر فرج زاده
      ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۰۸:۰۳

      سلام شهریار جان. تنها چیزی که میتونم بگم اینکه که خیلی خوشحالم که همچین خاطره‌ای از من تو ذهنت باقی مونده. و واقعا از اینکه با تک تک شما دوستان عزیز آشنا شدم احساس خوشبختی نابی بهم دست میده.

      سالم و پیروز باشید.

  • َعلی سیفی
    ۲۵ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۲۰:۲۸

    سلام
    من افتخار اینو داشتم که دانشجوی شما باشم میخواستم بگم شما خیلی استاد خوبی هستین امیدوارم ترم های بعدی هم سعادت اینو داشته باشم که دانشجوتون باشم

    • ناصر
      ۲۹ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۸:۲۶

      سلام علی جان

      من بیشتر از شما افتخار میکنم به اینکه دوستایی مثل شما پیدا کردم.

  • آیدین
    ۲۰ خرداد, ۱۳۹۳ - ۲۰:۰۶

    دکتر فرج زاده استاد خوش خنده ی ما با طرز تفکرش و اخلاقش و صمیمیتی که با دانشجوهاش
    داره جزو بهترین استادای من بوده. خوشحالم که این فرصت بوجود اومد که باهاتون درس داشته باشم.

    • ناصر
      ۲۸ خرداد, ۱۳۹۳ - ۱۹:۴۲

      سلام دوست عزیزم. شما از بنده یه استاد خوب ساختین. یه ضرب المثل قدیمی (:دی) هست که میگه: هیچ استادی خوب نیست مگر اینکه دانشجوی خوبی داشته باشد!

      سلامت باشید

  • مصطفی
    ۱۲ مرداد, ۱۳۹۳ - ۱۷:۰۰

    سلام استاد من دانشجوی ترم ۶ نرم افزار دانشگاه شیرازم میخوام در آینده در شاخه ی بینایی ماشین فعالیت کنم اگه امکان داره منو راهنمایی کنیید که از کجا شروع کنم(با توجه به اینکه قبلا در این زمینه فعالیتی نداشتم)و اگه کتابی چیزی رو میشناسید که برای شروع خوبه معرفی کنید.با تشکر از شما

    • ناصر
      ۱۵ مرداد, ۱۳۹۳ - ۱۲:۵۸

      سلام مصطفی جان

      برای شروع بهترین گزینه گذروندن درس بینایی ماشین است. دقت داشته باشید که بینایی ماشین با پردازش تصویر خیلی تفاوت داره. اگه خودتون بخواید بدون گذروندن درس بینایی ماشین شروع به مطالعه کنید، ممکنه کمی بیراهه برید و یا ممکنه بعضی از اصطلاحات بسیار ساده و در عین حال ضروری رو به سختی یاد بگیرید. به هرحال با فرض اینکه خودتون میخواید این شاخه از علم رو یادبگیرید، کتابهای زیرو به ترتیب اولویت پیشنهاد میکنم که بخونید:

      [۲۰۱۱ Parker] Algorithms for Image Processing and Computer Vision
      [۲۰۱۴ Dawson-Howe] A Practical Introduction to Computer Vision with OpenCV
      [۲۰۱۲ Davise] Computer and Machine Vision Theory, Algorithms,Practicalities

      موفق باشید
      ناصر

  • چی بگم والا!!!!!!!!!!!
    ۱۵ مرداد, ۱۳۹۳ - ۱۸:۳۵

    با سلام
    منم به بچه های فناوری اطلاعات دانشگاه شهید مدنی به خاطر جذب چنین استاد عزیزی تبریک میگم،
    رفتارشون ۲۰ …..۲۰…..۲۰
    انشالله همیشه موفق باشن

  • ۱۶ مرداد, ۱۳۹۳ - ۱۸:۰۳

    سلام دوست عزیز
    امروز این لینک رو آقای چوپانی ایمیل کرده بودن. خوندم و واقعا از اینکه شما رو بعنوان یکی از همکاران خودم می بینم خوشحالم و از کامنتها هم خیلی خوشم اومد.
    به امید موفقیتهای روزافزون و طولانی مدت

    • ناصر
      ۲۱ مرداد, ۱۳۹۳ - ۲۰:۱۱

      سلام و عرض ادب خدمت همکار و دوست بسیار عزیزم

      بدون شک اگر راهنمایی ها و مساعدت های شما نبود این امکان حاصل نمیشد. امیدوارم در کنارهم و باهم بتونیم در ارتقای سطح کیفی دانشکده ای تی گام مثبتی رو برداریم. به امید موفقیت های روز افزون و طولانی مدت.

      ناصر

    • ناصر
      ۲۱ مرداد, ۱۳۹۳ - ۲۰:۱۶

      فراموش کردم اینو بگم: واقعا بنده هم از پیدا کردن دوست و همکاری مثل شما خوشوقت و خوشحالم.
      نمیگفتم تو دلم باد میکرد :)

      ایام به کام

  • Sadodah
    ۱۹ مهر, ۱۳۹۳ - ۱۵:۳۰

    عالییییییییییییی بود
    Perfecto!

  • حسيني
    ۱۴ آبان, ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۸

    استاد فرج زاده عزیز همیشه بیادتون هستیم!
    همون یک ترمی که افتخار شاگردی شما رو داشتم کلی چیزها یاد گرفتیم!
    متاسفیم که همکاریتون رو با آزاد تبریز ادامه ندادید :(

    • ناصر
      ۲۳ آبان, ۱۳۹۳ - ۱۹:۳۰

      سلام حسینی جان
      بنده هم از آشنایی با شما خوشوقتم. امیدوارم باز هم سعادت خدمت به شما عزیزان رو داشته باشم.

      موفق و شاد باشید

  • فرزانه
    ۲ آذر, ۱۳۹۳ - ۰۹:۵۰

    سلام استاد من دیشب اولین وبلاگمو به اسم دانشجوهای ای تی۹۳دانشگاه شهید مدنی باز کردم هنوز کامل بلد نیستم ونمیدونم که چیا باید تووبلاگ بذارم که مورد قبول همه باشه در ضمن وبلاگمونم با اسم وعکس شما استارت زدم ممنون میشم منو برای هر چه بهتر شدن وبلاگ راهنمایی کنین
    http://www.it93azuni.niloblog.com
    در ضمن من وهمه ی کودکان ورودی دوستتون داریم…

    • ناصر
      ۲۴ آذر, ۱۳۹۳ - ۰۹:۳۲

      سلام وبلاگتونو دیدم! خیلی خوب بود (البته واسه شروع). به نظرم اگه کمی به ظاهرش بیشتر برسی و شبیه وبلاگهای مدرن بکنی (مثلا از فونت مناسب استفاده کنی یا از تصاویر ساده اما گویا و …) خیلی جذاب تر میشه. و اینکه………….. هر مطلبی که توی وب گردی پیدا کردی (مخصوص مطلب انلگیسی) که به نظرت جالب اومد (بویژه در مورد درسهایی که در طول یک ترم بر میداری)‌ُ میتونی ترجمه ش رو با ذکر منبع بذاری. اینجوری وبلاگت محتوای بهتر و بیشتری پیدا میکنه.

      موفق باشید

      در ضمن منم هم همه ی کودکان هم ورودی شما رو دوست دارم (بیشتر از شما)

  • ارسلان
    ۲۷ آذر, ۱۳۹۳ - ۱۸:۱۳

    سلام دوستای عزیز

    من چطور میتونم با آقای دکتر ناصر فرج زاده تماس برقرار کنم . اگر ایمیلی از ایشون دارید یا میدونید عضو کدوم دانشگاه است ممنون میشم بهم بگید

  • ۲۷ آذر, ۱۳۹۳ - ۲۰:۱۴

    سلام استاد
    بهترین استاد دانشگاه من بودید واقعا برنامه نویسی را با شما شروع کردم لطفا با من تماس بگیرید کار واجبی با شما دارم

    ارادتمند ایرج

    • ناصر
      ۳۰ آذر, ۱۳۹۳ - ۲۰:۴۸

      سلام. از حسن نظرتون سپاسگذارم. برای تماس با من با ایمیل nacer_farajzadeh ات yahoo.com تماس بگیرید.
      موفق باشید

  • سوال
    ۳ دی, ۱۳۹۳ - ۱۵:۳۶

    سلام
    امیدوارم همیشه پیروز باشید
    میشه بفرمایید چرا elementary را انتخاب کردید؟واسه ما تازه کارها چطوره؟

    • ناصر
      ۷ دی, ۱۳۹۳ - ۱۸:۲۶

      سلام و سپاسگذارم

      دلیل خاصی برای استفاده از این توزیع ندارم. شاید از دسکتاب زیبا (البته بنظر خودم) و سرعت خوب پاسخ دهی ش (Response Time) خوشم اومده. برای شما تازه کارها، همه ی توزیع های لینوکس که دسکتاب تر و تمیزی دارند میتونه گزینه مناسبی باشه. در کل یادگیری استفاده از سیستم عامل لینوکس با هر توزیعی خیلی راحته. مثه اب خوردن :-)

  • پروانه
    ۲۱ دی, ۱۳۹۳ - ۱۶:۴۱

    امام على علیه السّلام فرمودند:
    إذا هبت أمراً فقع فیه، فإنّ شدّه توقّیه أعظم ممّا تخاف منه؛
    هرگاه از کاری ترسیدی، خود را بـه کام آن بینداز، زیرا ترس شدید از آن کار، دشوارتر و زیان‌بارتر از اقدام به آن کار است.
    استاد فرج زاده عزیز یکی از برزگترین مردمانی است که من باهاشون آشناشدم.
    استاد همیشه شاد باشید و سلامت…..
    البته ما استاد بویر عزیزمون را هم خیلی خیلی دوست داریم. برای ایشون هم همیشه آرزوی سلامتی و موفقیت می کنیم :)

    • ناصر
      ۲۳ دی, ۱۳۹۳ - ۱۷:۳۴

      سلام و سپاس

      از حس نظرتون بسیار متشکرم. امیدوارم که در کنار هم و باهم مردمانی خوبی برای کشورمون باشیم.

      ناصر

  • پروانه
    ۲۱ دی, ۱۳۹۳ - ۱۶:۴۳

    راستی آن عکلس علی بابا که گذاشتید را من درک نمی کنم
    ان چیزا چیه که روی زمینه؟!!!!

    سوال دیگه…دونستن بهتر از ندونسته :دی

    • ناصر
      ۲۳ دی, ۱۳۹۳ - ۱۷:۳۷

      عکس از بالکونی استارباکس گرفته شده: به دلیل اینکه بارون با باد نسبتا شدیدی داشت میوزید، همه سایه بون هارو خوابونده بودن رو زمین که احیانا نیوفته و به کسی اسیب نرسونه.
      سوال دیگه: موافقم :خ

  • rozita
    ۱۸ بهمن, ۱۳۹۳ - ۲۰:۰۰

    دکتر فرج زاده یه استاد فوق العاده؛دوست داشتنی؛مهربون؛
    واقعا افتخار میکنم که دانشجوتون بودم؛امیدوارم یه بار دیگه این افتخارو داشته باشم
    امیدوارم همیشه شاد و موفق باشین

    • ناصر
      ۸ اسفند, ۱۳۹۳ - ۱۸:۵۵

      از حس نظرتون خیلی ممنونم. خوشحالی از آن بندست. وافعا من هم به داشتن دوستانی مثل شما افتخار میکنم.

  • مهدی + ه
    ۹ فروردین, ۱۳۹۴ - ۲۰:۲۰

    استاد، وقتی به خاطر بعضی از مسایل نمیتونید جواب سوالاتمونو بدید و بخاطرش سرتونو پایین میگیرید و از ما معذرت میخواید و بهمون میگید که کتاب بخونیم و تا مدتی نمیتونید سرتونو بالا بکنید و حرفی بزنید، و یه جورایی بغض جلوی حرف زدنتونو میگیره، واقعا احساس شرم خفم میکنه. سایتون کم نشه. زندگی و آینده مو مدیون حرفاتونم. سال بی دردسری براتون آرزو میکنم.

  • مرتضی فصیحی دانشگاه آزاد
    ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۴ - ۰۴:۵۸

    همه نوابغ ایرانی باعث افتخار ماهستن چه اوناییی که داخلا وچه اونایی که خارج

  • حمید
    ۱۱ شهریور, ۱۳۹۴ - ۱۹:۰۷

    دکتر میشه بفرمایید چه فرایندی رو طی کردید که تونستید در گوگل و علی بابا کاراموز بشید ؟

  • رویا
    ۱۳ آبان, ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۳

    استاااااااااد واقعا خیلی خیلی خوشحالم که کسی مثل شمارو شناختم و سرکلاسش نشستم….امیدوارم یه روزی مثل شما بشم :) البته میدونم برا اینکه کسی مثل شما بشم باید بیشتر از شما تلاش کنم… فقط میخوام یه روز دیگه سرکلاساتون حاضر بشم.. :)))) چرا ازاد رو ترک کردن اخه :((((

  • امین
    ۲۸ دی, ۱۳۹۵ - ۰۷:۴۱

    جالبه استاد, از طرز برخورد و صدای استثنایی تون خیلی خشن به نظر می رسید😃😃😃 (من جای شما بودم می زدم تو خوانندگی مخصوصا اپرا, صدای شما واقعا عالیه, شما فرض کنید گل مریم رو با صدای شما پخش کنن), ولی معلومه واقعا مهربون هستید ایشالا تو کارتون همیشه موفق باشین.

  • هیوا
    ۲۸ دی, ۱۳۹۵ - ۰۸:۱۴

    با سلام به استاد محشر خودم
    استاد واقعا از این که با شما تو دانشگاه آشنا شدم و داریم با هم روی یه پایان نامه تووپ کار می کنیم خوشحالم.
    پرستیجتون واقعا حرف نداره استاد فرج زاده و با همه استادای دیگه فرق دارید
    انشالله که بتونیم کارمون رو به بهترین شکل ممکن انجام بدیم
    واقعا فوق العاده هستید هم از نظر اطلاعات و علم هم قیافه و شخصیت و هم طرز فکرتون

  • پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *