جواد مهری : استاد دانشگاه و دکترای تحقیق در عملیات

جواد مهری : استاد دانشگاه و دکترای تحقیق در عملیات

کی هستی و داری چی کار می کنی ؟

جواد مهری هستم از ایران! متولد ۱۳۵۲٫ در حال حاضر تنها کاری که دارم انجام میدم تدریس در دانشگاهه. بیشترین علاقه من پیدا کردن کاربردهای قابل استفاده درسهایی که خوندیم یا می خونیم در صنعته. به هیچ درسی به عنوان یک درس زائد نگاه نمی کنم. تخصص مطالعاتیم در شاخه ریاضی بهینه سازیه (تحقیق در عملیات) و در شاخه کامپیوتر اغلب روی اصول گرافیک کامپیوتری کار میکنم. اما بیشترین تخصصم فکر میکنم ربط دادن علوم و هر چیز به ظاهر بی ربط به همدیگه است.

معمولا در مطالعات گسترده بزرگترین مشکلی که باهاش مواجه میشم کمبود وقت و کمبود دانشه. برای همین سعی میکنم هر اطلاعاتی رو که لازم دارم در سریعترین زمان ممکن به دست بیارم. برای این کار به دوستان و دانشجویانم وابسته ام. اغلب، در زمانهای آزادم خارج از کلاس باهاشون بحثهای متفرقه دارم و در میان این بحثها اطلاعات جالبی دریافت میکنم که اگر میخواستم خودم به دنبالشون برم کلی باید روشون وقت میگذاشتم. اگر بخوام اطلاعاتمو تکمیل کنم ممکنه حتی از دانشجوهام هم درخواست کمک کنم. درسته که در این گونه موارد دو سه نفری هم ممکنه دچار توهم خودبزرگ بینی بشن اما مهم اینه که من به مطلبی که می خواستم رسیده ام. شعارم مضمون همونیه که استاد ارجمندم دکتر میرنیا میفرمایند: اگر دانشجو کمتر از استادش بدونه هر دو ضرر کرده اند. بنابراین معتقدم دانشجوهام بیشتر از من میدونند این من هستم که باید از اونها یاد بگیرم. در عمل هم خیلی از چیزهایی رو که میدونم از اونها یاد گرفته ام. دانشجویانی که امروزه دوستان خوبی برای من محسوب میشن.

یکی از کارهای مورد علاقه ام تماشای کارتونهای مورد علاقه پسرم همراه با او و همسرمه. برای همین اغلب مجبورم خودم براش کارتون دانلود کنم. اعتقادی هم به قانون کپی رایت برای محصولات خارج از کشور ندارم. چون ایران این قانون رو امضا نکرده بنابراین از نظر قانونی جرمی هم مرتکب نمیشیم. کما این که در مطالعاتم متوجه شده ام که خیلی از پایه های علمی رو اونها به طور مستقیم از شرق یاد گرفته اند اما برای شهرت خودشون حتی اسمی هم از کاشف اثر نبرده اند. اما در مورد محصولاتی که مربوط به داخل هستند بخصوص کارتونها! و فیلمهای داخلی سعی میکنم با کپی کردن آثارشون بهشون ضربه نزنم. در واقع هیجوقت یک فیلم ایرانی رو دانلود نکرده ام.

خارج از خانه هم اغلب دوست دارم در جاده های سرسبز بگردم و همراه با خانواده به طبیعت زیبا و همینطور به دوستان و آشنایان سر بزنم. رانندگی رو دوست دارم. به همین دلیل هر جایی برای گردش میریم با اتومبیل خودم که یک سمنده میریم. اینطوری امکاناتی رو که دوست داریم با خودمون میبریم. از آلوده کردن طبیعت هم بیزارم. اجازه نمیدم کسی از توی ماشینم به بیرون زباله پرت کنه. به خودم هم سخت نمیگیرم. با ساده ترین وسایل راه میفتم. فقط چیزهایی ضروری و احتیاطی رو با خودم بر میدارم.

عکاسی رو خیلی دوست دارم و به صورت مکاتبه ای کمی روی عکاسی کار کرده ام. اما نتونستم تکمیلش کنم. یک دوربین ساده سامسونگ دارم که کم کم داره بیش از حد قدیمی میشه. اغلب دوست دارم دوربین عکاسی رو به صورت دستی تنظیم کنم و از تنظیم اتوماتیک در موارد خاص استفاده می کنم. بیشترین عکسهایی که میگیرم از طبیعته چون شاکی کمتری داره. دوست دارم توی عکس چیزهایی رو ثبت کنم که در حالت عادی شاید بهشون توجهی نداشته باشم. برای همین برای خودم عکاسی میکنم نه برای نمایشگاه و نه برای دیگران. اغلب پشت دوربینم نه جلوی اون. شاید از هر صد عکسی که بگیرم فقط توی یکیش جلوی دوربین باشم.

از چه سخت افزارهایی واسه کار و زندگی استفاده می کنی ؟

توی خونه که یک کامپیوتر رومیزی معمولی مشترک با پسرم دارم. برای کارهای عمومی هم از یک نت بوک ایسوس استفاده میکنم. علاقه ای به تغییرات سریع در سیستمهای سخت افزاریم ندارم. مگر این که به یک تکنولوژی جدید واقعا نیاز داشته باشم. اما اگر نیاز به چیز خاصی داشتم و از نظر مالی برام ارزش خرید داشته باشه اغلب سعی میکنم چیزی بخرم که تا چندین سال مجبور به جایگزینیش نباشم. به برندها خیلی حساس نیستم مگر این که تفاوت کیفی فاحش و تفاوت قیمتی کمی داشته باشند. معتقدم بعضی از برندهای ناشناس یا کمتر شناخته شده (فقط گاهی اوقات) سخت افزارهایی میسازند که برای اثبات خودشونه و در نتیجه کیفیتش از یک برند مشهور بهتر میشه. مدیریت خونه با همسرمه بنابراین با لوازم خونه کاری ندارم. اگر هم چیزی ازم بخواد و برای خونه ضروری باشه سعی میکنم در حد بودجه ام بهترین انتخاب رو داشته باشم. برای همین موقع خرید لوازم خانگی مدتی تحقیق میکنم. در اغلب موارد هم اقوام و آشنایان از انتخابهای من تعجب میکنند اما به ندرت پیش اومده از چیزی که خریده ام ناراضی باشم و مجبور به تعویضش باشم. البته لوازم زیادی هم توی خونه نداریم و به دلیل شرایط و جابجاییهایی که داشته ایم اغلب به صورت سیستم مسافرتی و زندگی ساده ای داریم. البته دلیل دیگه اش هم اینه که من از بازماندگان نسل دوران انقلاب و جنگم که بیشتر عمرم رو توی صفها گذرونده ام. بنابراین توقع زیادی از زندگی ندارم. هنوز هم احساس نیازی به مایکروفر، قهوه ساز و … ندارم. روشهای سنتی رو بیشتر ترجیح میدم.

گوشی موبایلم رو فقط برای صحبت کردن استفاده میکنم برای همین حتی چراغ قوه هم نداره! (نوکیا ۱۶۰۰). اما در عوض با گذشت چندین سال فقط لازمه هفته ای یکبار اونو شارژ کنم. البته احتمال میدم اگر شرایط مناسب باشه در آینده نه چندان دور اونو به یک مدل امروزی ارتقا بدم. البته فعلا دارم تحقیق میکنم.

از چه نرم افزارهایی استفاده میکنی ؟

اغلب از ویندوز استفاده میکنم. با این که ضعفها و اشکالات زیادی داره اما به هر حال چیزیه که در کشور ما زیاد استفاده میشه و اغلب مردم با اون آشنا هستند. بنابراین بسیاری از اپلیکیشنها برای اون نوشته میشن. اهل اپلیکشن نوشتن برای بازار نیستم. اما برای خودم گاهگاهی چیزایی طراحی میکنم. هدفم در نوشتن اپلیکیشنهای شخصی صرفا یادگیری تکنیک جدیدیه که ممکنه بلد نباشم یا نیاز به آپدیت کردن خودم داشته باشم. برای همین خیلی از اونها رو تا آخر تکمیل نکرده ام. اغلب دوست دارم اپلیکیشنم مولتی پلتفرم باشه. به ندرت به مواردی مشابه دات نت سر میزنم. فقط در حدی که بتونم کمی اطلاعتم رو به روز کنم بهشون مراجعه میکنم. روی سیستمم اوبونتو هم دارم که گاهی وقتا بهش سر میزنم. مرورگرم اغلب یا فایرفاکس یا گوگل کرومه. با اغلب محصولات مایکروسافت (اما نه همشون) میونه خوبی ندارم. با این که خیلیاشونو بنا به اجبار استفاده میکنم اما در مواقع اختیاری میرم سراغ برنامه های اپن سورس. برای حروف چینی از لاتک استفاده میکنم. برای ادیتور لاتک هم در موارد انگلیسی از وین ادیت و در موارد فارسی از نوت پد ++ استفاده میکنم. از نوشتن کد به زبان تک هم لذت میبرم . برای تهیه اسلایدها دوست ندارم از پاورپوینت استفاده کنم چون باعث مشکلات زیادی میشه به جای اون از کتابخانه های لاتک استفاده میکنم.
برای برنامه نویسی ویژوال استودیو را به کار میبرم. علاقه آنچنانی به تکنولوژیهای آماده مثل دات نت و غیره ندارم و دوست دارم خودم اصول کار رو یاد بگیرم که البته برای کار روی پروژه واقعی کار خوبی نیست اما اغلب فوت کوزه گری رو به همین شکل میشه یاد گرفت. ریزه کاریهایی توی برنامه نویسی وجود داره که نمیشه اونها رو توی کتابهای دات نت پیدا کرد. همیشه سعی میکنم مطالبی رو پیدا کنم که در آینده به درد بخورن. البته بیشتر مواقع اهداف درسی مد نظرم بوده مثلا وقتی که یادگیری اپن جی ال رو برای خودم شروع کردم حتی یک صفحه چاپی یا اینترنتی در موردش به زبان فارسی وجود نداشت. اما امروزه یکی از پرکاربردترین کتابخانه ها حتی توی ایرانه. البته دانشجویان ما در مورد مطالب آکادمیک و کاربردهای تجاری دچار نوعی اختلاط فکری شده اند. از یک طرف میبینند بازار ایران روی خوشی به محصولات آکادمیک نشون نمیده و از طرف دیگه توی دانشگاه هم به ندرت کار تجاری یاد میگیرند. برای همین دچار سردرگمی هستند و بدتر این که خیلیاشون بین این دو گزینه هیچکدام رو انتخاب میکنند و در نتیجه بعد از فارغ التحصیلی افسردگی پس از درس! میگیرند. خود من، دانش آکادمیک رو ترجیح دادم و از انتخابم هم راضی هستم. اما به دوستان سفارش میکنم اگر صرفا به دنبال درآمد هستند، دانشگاه محل خوبی برای این کار نیست. کسی که چند تا دوره توی همین آموزشگاههای بیرون (از نوع خوبش) ببینه خیلی بهتر از یک فرد کم سواد دانشگاهی اپلیکیشن یا محصول تجاری خواهد نوشت.

چه کتابی رو دوست داری و آخرین کتابی که خوندی چی بود ؟

بیشترین مطالعه ام کتابهای مرتبط با درسها و مسائل برنامه نویسی است. اما در موارد غیر درسی به رمانها و داستانها علاقه دارم که در چند سال اخیر به دلیل کمبود وقت کاهش شدیدی در ساعات مطالعه غیردرسی داشته‌ام. آخرین کتابهایی که خوانده‌ام اشعار وحشی بافقی و خاطرات آدم و حوای مارک تواین بوده. در دوران نوجوانی از نویسندگان داخلی به آثار پلیسی پرویز قاضی سعید علاقه داشتم و از نویسندگان خارجی به الکساندر دوما. در آن دوران تقریبا اکثر آثار نویسندگان مشهور ایران و دنیا رو میخواندم. در حال حاضر بیشترین وقت مطالعه ام توی اینترنت صرف میشه: داستانهای کوتاه، مطالب علمی و اخبار.

۵۲ دیدگاه

  • محمد
    ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۷:۴۷

    چقدر ساده و خاکی

    لذت بخش بود خواندن این مصاحبه ممنون

  • سینا
    ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۷:۵۴

    دوست عزیز تشکر از مطلبتون
    اماااا…
    ایشون کی هستن اصلا؟ یه معرفی چیزی؟ استاد دانشگاه که نشد معرفی؟
    اصلا چرا باید مطلب ایشون برای ما جذاب باشه! کسی که داشتن گجت ظاهرا اعتقادی نداره اونم تو سایتی که عنوان و اسم اینه USE THIS!
    کاش یکم به کسایی برای مطلب نوشتن انتخاب میکنین دقت کنین!

    در ضمن کاش کسایی که مطلب برای usethis.ir مینویسن یه نگاهیم به سایت اصلی usesthis.com بندازن… یکم مطلب رو بهتر با توجه به هدف سایت بنویسن نه داستان پردازی شخصی کنن!

    ____
    هدف use this :

    The Setup is a collection of nerdy interviews asking people from all walks of life what they use to get the job done.

    همین :)
    __________
    به گردانندگان سایت هم خسته نباشید میگم و یه سوال گذاشتن مطلب جدید تایم بندی داره یا هروقت مطلبی بود میزارین؟

    • مسعود
      ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۸:۲۲

      اینکه همیشه اینجا فقط از تکنولوژی‌های های‌کلس بنویسیم ممکنه این سوء‌تفاهم رو پیش بیاره که آدمای موفق همیشه از گجت و امکانات روز استفاده می‌کنن. در حالی که گاهی نوابغی مثل دکتر مهری با نوکیا ۱۶۰۰ و یه نت‌بوک معمولی صاحب دانش و توانایی تدریس و انتقال و نو‌آوری‌ای هستن که یکی مثل من با کلی امکانات نیستم. اون هدف انگلیسی هم که نوشتید دقیقا همین رو گفته. ننوشته حتما باید چیزی استفاده کرده باشن. نوشته ببینیم چی استفاده می‌کنن. استفاده نکردن از امکانات متصور برای کمک در موفق بودن، و همچنان موفق ماندن، تکنیک بزرگتریه به نظر من.
      حالا بماند که ایشون از لحاظ اخلاق و منش هم مثل استاد بزرگوارشون (دکتر میرنیا) بسیار سرآمد هستن. اینو زیاد توضیح بدم می‌گید چه ربطی به تکنولوژی و ابزار داره!
      در کل یه قسمتی از کلامتون مربوط به این می‌شه که از ایشون شناختی ندارید. این مشکل هم وجود داره که کامل معرفی نشدن. انتظار هم نمی‌رفت خودشون از خودشون تعریف آنچنانی بکنن. اگه از دانشجوهان بپرسید چه از لحاظ علمی، چه از لحاظ دانش کاربردی و چه از لحاظ منش انسانی به اندازه‌ی کافی باهاشون بیشتر آشنا می‌شید. :)

      • ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۸:۴۶

        مسعود شما دانشجوی ایشون هستین ؟اطلاعات بیشتری میدین؟

        • مسعود
          ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۲۰:۴۷

          اگه آمادمیک منظورتون باشه که نه دانشجوی ایشون نبودم و توفیق نداشتم سر کلاسشون باشم. اما استاد دانشکده‌ی ما بودن و یک مشاور بسیار عالی برای من و سایر دوستان در مسائل مختلف.
          اگه عالم ریاضیات رو بذاریم کنار، یه نمونه تخصص، ایشون استاد مسلم برنامه‌نویسی گرافیکی OpenGL هستن. ولی در کل من ریز تمام فعالیت‌های دکتر رو نمی‌دونم و شاگردای مستقیمشون بهتر می‌تونن توضیح بدن.
          مثلا همین که هنوز دست به کد هستن و گاهی برای یاد گرفتن هم که شده کد می‌زنن خیلی حرف داره. یکی از مشکلات کاملا داغ سیستم آموزشی دانشگاه‌های ما اینه که اساتید کامپیوتر وقتی مدرس می‌شن یادشون می‌ره برنامه‌نویسی یعنی چی! و فقط به دید یه واحد درسی به قضیه نگاه می‌کنن و فکر می‌کنن باید ذهن به چیزای بالاتر فکر کنه.
          ایشون بسیار ذهن جستجوگر و ایده‌پردازی دارن. لب مطلب اینکه حال می‌کنی بشینی دو کلوم باهاش اختلاط کنی. چیزی که زیاد فرصتش برای من پیش نیومد. اما مورد داشتیم از تهران و دانشگاه تهران پا شدن اومدن خدمت ایشون برای مشورت.

          • ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۰۵:۲۰

            دوست دارم از نزدیک ببینمشون :) جدی می‌گم اگه فرصتی شد به من هم خبر بده مسعود جان .مرسی

      • رقیه
        ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۹:۲۰

        آقا مسعود می خوای من از دکتر تعریف کنم؟

        • مسعود
          ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۲۰:۳۰

          آره اتفاقا داشتم به همین فک می‌کردم! من که دانشجوی مستقیمشون نبودم. شما بهتر می‌تونید.

      • سینا
        ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۸:۴۰

        حرفاتون منطقی بود …. البته من یک مقدار سطحی نگری و سخت گیری بیمورد داشتم
        امیدوارم باعث ناراحتی ایشون نشده باشم من فقط منظورم این بود و همچنانم هست که اشخاصی انتخاب بشن که بیشتر شناخته شده باشن و حداقل تو وب فعال باشن تا شناخت حداقلی داشته باشیم

    • usesthis
      ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۹:۴۰

      دوست عزیز قرار ما در یوززدیس صرفن معرفی گجت ها نیست. اغلب این تفکر و سبک زندگی آدم هاست که به یاد میمونه. هر چند گجت های کاربردی در جایگاه خود جذاب هستند.
      روند ارسال مطالب سعی میشه که هر هفته یکبار باشه.

  • سعید
    ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۸:۰۰

    ولی من نهایتن توجیه شما رو برای دانلود غیرمجاز محتوا نفهمیدم.
    !

    • جواد مهری
      ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۸:۲۹

      به مفهوم کلمه “غیر مجاز” اگر دقت کنید متوجه میشین. چیزی رو که قانون غیرمجاز نمیدونه، غیرمجاز نیست. طبیعیه که اگر در کشوری ساکن باشم که به قانون کپی رایت پیوسته باشه حتما این مورد رو رعایت خواهم کرد.

      • سعید
        ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۸:۵۴

        دکتر عزیز، موضوعی که می‌فرمایید مدت‌هاست که چالش قوانین کپی‌رایته جهانه. برخی کشورها معتقدند قانون کشور تولید کننده محتوا روی اون محتوا منتقل میشه، که به نظر منطقی میرسه.
        صاحب اثر حق داره که تصمیم بگیره با محصولی که پدید‌آورده چطور برخورد بشه.

        • ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۹:۰۳

          سعید پس ویندوز رو که قبلن استفاده می‌کردی میخریدی؟یا نرم افزار های دیگه رو؟ جالبه همه همه چی رو میدونیم برا بقیه نه برای خودمون …

          • سعید
            ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۹:۰۷

            نه نسرین جان. نخریدم. نمیخرم و نخواهم خرید.
            فقط مطمئنم که اشتباه می‌کنم :)

        • امیرحسین
          ۲۳ مهر, ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۵

          دقیقا با حرف سعید جان موافقم. اگه کشورهای غربی مطالعات قدیمی ما رو به نام خودشون زدن آیا این حق برای ما به وجود میاد که ما هم محصولات اون ها رو به دور از اخلاق استفاده کنیم. دکتر جان مثلا ما اسم خودمون رو مسلمان گذاشتیم. یعنی می تونیم مسلمان باشیم و حق صدها متخصصی که روی پروژه های ویندوز کار کردن رو مثل آب خوردن بخوریم فقط به خاطر این که حکومت هاشون هم حق ما رو خوردن؟

  • ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۸:۴۵

    من هم خیلی لذت بردم …. این سایت تعهدی ندادی که تمام افرادی که اینجا معرفی میشن حتمن دارای گجت‌های خاص هستن و …
    اگه تعهدی هست بگین تا من هم بدونم و اعتراض کنم
    با تشکر از دکتر مهری

    • سینا
      ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۸:۴۳

      یادم نمیاد حرفی از تعهد زده باشم اگه اینطوری برداشت کردین باید بگم من همچین منظوری نداشتم و منظورم هدف سایت بودش مبنی براینکه هرکی از جی استفاده میکنه؟ که ظاهرا مقداری با برداشتم من متفاوت بوده.

  • مهدی
    ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۹:۴۶

    D:
    جالب بود و واقعا خواندنی ! مخصوصا کامپیوتر اشتراکی با پسرشون :)) یکی مثل من ۳ تا سیستم تو خونه دارم و ۰/۱ ایشون هم سواد استفاده ازشون رو ندارم !
    ولی در مورد قانون کپی رایت من با جناب مهری موافقم ، خیلی از کسایی بودن که سفت و سخت از کپی رایت تو ایران حمایت میکردن ولی آخرش که پای منافع مادی اومد کم آوردن و خودشون شدن ناقض کپی رایت و توزیع کننده نرم افزار هایی که مشمول این قانون هستن !

    مثلا : ferfereh.ir

  • بابک شیری
    ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۱

    بسیار جالب بود. خدا حفظشون کنه

  • سعيد
    ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۲۰:۲۱

    «به تکنولوژیهای آماده مثل دات نت»
    کلا در هر زمینه‌ای پس از مدتی کار یک کتابخانه تهیه میشه که می‌تونه پایه کار خیلی‌ها باشه. بنابراین این مساله می‌تونه برای تمام فناوری‌ها صادق باشه.
    ضمنا الان قسمت اعظمی از دات نت سورس باز شده تا علاقمندان اون بتونند در جزئیات آن تفکر، تعمق و شرکت کنند.

    • مسعود
      ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۲۰:۵۲

      صد البته. دقیقا به همین خاطر این روزا از هر کی می‌پرسی “چیکار می‌کنی؟” می‌گه من طراح وبم! چرا؟ چون جوملا کار می‌کنن! کمی بخوان حرفه‌ای تر باشن مثلا وردپرس هم اضافه می‌شه! در حالی که طراحی وب و اصول طراحی وب به غیر از تکنولوژی پیاده‌سازی برای خودش عالمی داره که از روانشناسی شروع می‌شه تا اطلاعات عمومی!
      فکر کنم منظور استاد این بوده که سعی می‌کنن خودشون رو به بسته‌های آماده عادت ندن و محدود نکنن. و اینکه اگه استفاده می‌شه آدم بدونه پشتش چه اتفاقی هم داره می‌افته و یه اطلاعاتی داشته باشه.

      • جواد مهری
        ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۰۲:۵۷

        مسعود جان صحبت من دقیقا همین بود. بسته های آماده موقع تهیه نرم افزار تجاری خیلی خوبه و یادگیریش برای هر کسی که در این زمینه مشغول به کاره لازمه اما کافی نیست. موارد عینی هم وجود دارند که بنده هم در بعضیاشون دخالت داشته ام. مثلا چند سال پیش در یک پروژه ملی مرتبط با وزارت تعاون، یکی از دوستان به دلیل سرعت پایین شبکه ون وزارت نمیتونست در زمان مناسب داده ها را به مرکز ارسال کنه و در نهایت مجبور شده بودند خودشون کدگذاری فایلهای داده و تقسیم کردن داده ها رو به عهده گرفته و کدنویسی کنند. یا در کنفرانس ریاضی دانشگاه تبریز در سال ۱۳۹۱ برای کامپایل کردن فایلهای لاتک نمیشد از دات نت استفاده کرد (به دلیل برخی از محدودیتها) اما در نهایت با استفاده از کمتر از ده خط کدنویسی مشکل حل شد. اما یکی دو تا دانشگاه دیگه فقط به دلیل ندانستن همین فوت کوزه گری کلا قید مکانیزه کردن پذیرش مقالات با لاتک رو زدند و فقط در بخش ثبت نامشون (دقیقا جایی که دات نت کلی امکانات داره) مکانیزه بودند. موارد دیگه ای رو هم در پروژه های گیم و غیره شاهد بوده ام که فقط به دلیل تسلط صرف به یک نرم افزار یا کتابخانه لقمه رو دور سرشون چرخونده اند. برای من جای تعجب داره که بچه های کامپیوتر ما خیلی از مواقع توان پاک کردن ورم (کرم) های فلش مموری خودشونو هم بدون استفاده از یک آنتی ویروس ندارند و اگر آنتی ویروس نتونه اونو پاک کنه تنها راهشون فرمت کردن همه چیزه.

  • وحید حیدری نژاد
    ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۲۰:۴۵

    سلام آقای دکتر مهری عزیز استاد ارجمند بنده در سال های ۷۸ ۷۹ دانشگاه شبستر ، امیدوارم همیشه سلامت باشید عرض ادب و احترام دارم خدمتتان.همیشه به یادتان هستیم.
    درباره یک مورد که فرمودید در مورد تولید نرم افزار های تجاری ، انتقادی داشتم به مطلبتان خواستم عرض کنم، فرمودید:
    “کسی که چند تا دوره توی همین آموزشگاههای بیرون (از نوع خوبش) ببینه خیلی بهتر از یک فرد کم سواد دانشگاهی اپلیکیشن یا محصول تجاری خواهد نوشت.”

    این مطلب در ظاهر بسیار درست است ولی کم لطفی شدیدی به مبحث بسیار پیچیده تولید نرم افزارهای کاربردی است .البته متاسفانه همه اساتید کامپیوتر در ایران با این دیدگاه به تولید نرم افزار می نگرند. شاید مباحثی که در شرکت های بزرگ نرم افزاری (حتی در ایران) مطرح می شود در حد تز دکتری باشد. مباحث بسیار پیچیده که دانشجویان معدودی در این زمینه ها توانایی کار را دارند. که شما حد این مباحث را در حد آموزشگاه های بیرون می بینید . من تضمین می کنم که چنین آموزشگاهی در تبریز وجود ندارد و در تهران هم توسط افرادی محدود تدریس می شود.و دامنه مطالب به قدری گستره است که یک نفر می تواند در مبحث مشخصی فعالیت و پژوهش نماید. مشکل این است که دانشگاه خود را کاملا از صنعت جدا می داند. همه دانشجویان فقط آکادمیک تربیت می شوند . هیچ استادی نیست که خود در تیم تولید نرم افزار های بزرگ حضور داشته باشد. واقعا جای تاسف است که یک درصد دانشجویانی که فارغ التحصیل می شود از علم وسیع تولید نرم افزار های کاربردی بی اطلاعند . متاسفانه دانشگاههای ما خود را از این مهم کنار کشیده اند و نتیجه این شده است که یا دانشجو باید خود در آینده استاد شود و همان راه اساتید خود را برود یا اینکه هیچ. دانشجویان کامپیوتر اکثرا در تولید نرم افزار بی سواد مطلقا . این دردناک است. من به لطف درس های اساتیدی چون جنابعالی ۱۰ سالی است تدریس دانشگاهی دارم. و سابقه کار در شرکت های تهران را دارم . فاصله دانشگاه با صنعت نرم افزار حیرت انگیز است. در شرکت های تهران هر لحظه استخدام در انواع سطوح کاری در شرکت ها وجود دارد ولی نیرو شدیدا کم است. این همه دانشگاه هیچ خروجی(کاربردی) ندارند. همه باید محقق شوند در زمینه مسائلی که مربوط به تئوریات می شودو بس .

    با احترام درددلی بود با استاد عزیزم

    • جواد مهری
      ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۰۴:۳۷

      سلام. خوشحالم که اینجا حضور دارید. حق با شماست. اگر چه بخش عمده ای از صحبت شما تکرار نوشته های منه با یک ادبیات دیگه. در مورد کار اساتید با کلمه “همه” مخالفم چون اساتیدی رو میشناسم که در کارهای صنعتی فعال هستند. خوشبختانه همانطور که قبلا هم گفته ام دانشجویان زیادی بوده اند که من چیزهای زیادی از ایشان یاد گرفته ام و کارهای بزرگی را در سطح ملی و حتی بین المللی انجام داده اند. اما همین ایرادی را که هم شما هم من نوشته ام برقرار است. یعنی تقریبا همه آنها با سعی و تلاش شخصی به این مرتبه رسیده اند.

  • مسعود
    ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۲۰:۵۳

    البته جسارت نشه. استاد خودشون لازم باشه جواب می‌دن. من برداشت و نظر خودم رو گفتم. :)

  • محمد
    ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۰۱:۵۲

    به‌نظرم این کار تو فقط برای اسم در کردن و هدفت همینه.تو زندگیت دو خط کد نوشتی مدعی شدی؟یک سایت آشغال با یک ادمین آشغالتر

    • جواد مهری
      ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۰۴:۴۰

      اگر منظورتون من هستم، من ارتباط کاری با این سایت و گردانندگان آن ندارم. از بابت اتلاف وقت شما هم عذر میخوام.
      اما در مورد ادمین هم که بهش توهین کردین فقط یک جمله میگم: از کوزه همان تراود که در اوست.

      • usesthis
        ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۰۴:۴۴

        استاد عزیز، ما تا جای ممکن کامنت هارو تایید می کنیم تا حق آزادی افراد رو رعایت کرده باشیم.
        و اغلب در مقابل چنین کامنت هایی سکوت می کنیم.

        • جواد مهری
          ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۰۷:۵۳

          کار خوبی انجام می دهید. از واقعیتهای جامعه نمی شود فرار کرد. همه ما در همین جامعه زندگی می کنیم و آن را میشناسیم. این یک نمونه از رفتاری است که عده ای دارند و اثبات خود را در نفی دیگران میبینند. به جای این که ایرادهای کار را اطلاع دهند و راههایی برای بهبود آن کار ارائه دهند، دست به توهین میزنند. مثالی میزنم. مدتها قبل از این که فیسبوکی وجود داشته باشد سایتهایی در ایران وجود داشتند که در شروع کار شرایطی بسیار بهتر از فیسبوک داشتند اما همین برخوردهای بازدارنده، باعث شد نتوانند در ایران رشدی را که شایسته آن هستند داشته باشند. به عنوان یک بیننده ثالث اولین سوالی که از خودم میپرسم این است که در هر جای دنیا چه دلیلی وجود دارد که یک نفر یک وبسایت بسازد. آیا غیر از این است که میخواهد دیده شود؟ آیا غیر از این است که می خواهد آن سایت به شهرت برسد؟ پس به نظر می رسد قسمت اول سوال این بخش نباید در مورد سایت باشد چون عقلانی به نظر نمی رسد. بنابراین فرض کردم در مورد من است. شهرت داشتن یا نداشتن من چه تاثیری در شغلم خواهد داشت؟ آیا این که در میان جمع کثیری که قبلا با آنها مصاحبه داشته اید اسم من هم باشد برای من تاثیری دارد؟ حقوق من بالا خواهد رفت یا دانشجویان من بیشتر خواهند شد؟ انتظار داشتم لااقل نقطه ضعفهای کار را بیان کنند تا بتوان به آن جواب داد. نمونه بارز برخورد محترمانه، همان نمونه بالاست که به گجت نداشتن من ایراد گرفته اند. البته پاسخ ایشان هم واضح است. آن هم این که من مدتها بدون داشتن کامپیوتر در خانه ام، دروس کامپیوتر را تدریس میکردم. چون در دانشگاه و همینطور از طریق دوستان به آن دستیابی داشتم. لازم نیست برای بلد بودن چیزی مالک آن شیء بود. (منظور من دانستن طرز استفاده نیست بلکه داشتن علم در مورد ساختار آن شیء است).

  • بهتاش
    ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۶

    سلام به همه بچه های خوب usesthis
    متاسفانه تو ایران اونجور که باید افراد تخصص کافی ندارند . مثلا کسی که دوست داره برنامه نویسی وب رو شروع کنه به محض اینکه HTML و CSS رو یاد گرفت فکر میکنه تمام تخصص کافی برای اینکه اسم خودش رو بزاره برنامه نویس رو داره .شما باور نمی کنید ولی تو ایران تنها یک شرکت نامدار هست که بلد هست که با گیت هاب کار کنه و گروهش رو روی این سیستم کنترل میکنه . یه نکته ای که تو شرکت های بزرگی مثل گوگل وجود داره اینکه ۷۵% کارشون به تحقیق و مطالعه میگذره و تنها ۲۵% به تولید میگذره که از اون ۲۵% سیستم هایی مثل موتور جستجو و اندروید و گوگل گلس بیرون میاد .

  • ۱۷ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۰۹:۵۰

    سلام خدمت دوستان عزیز

    احساس میکنم کمی با منش دیکتاتوری بعضی ها پیش رفتند . آزادی یعنی دادن حق ازادی ، استاد ارجمند این رو انتخاب کردند و به عقیده من درست هست . و من به انتخابشون ارزش قایلم . مبحث کپی رایت ؛با ایدولوژی استاد موافقم؛ ۲- بهتر هست به سمت نرم افزار های آزاد حرکت کنیم مخصوصا در سمت دانشگاهها و ساختار های تحقیقاتی . متاسفانه دانشگاه ها کاربردی نیست و نبود کاربرد یعنی نبود توجیه ساختارمندی و اگه از مفهوم اگزیستانزیالیسم نگاه کنیم در اصل دیالکتیک میتونیم توجیهی پیدا کنیم .
    زمینه دیگر : چرا باید همه از گجت های خاص استفاده کنه . استفاده از مفاهیم ساده و استفاده موثر و کاربردی هست که معنا میبخشه .
    موفق و پیروز باشید .

  • mehran
    ۱۷ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۳:۵۵

    با بچه هایی که تو ایران استارت آپی رو شروع کردن , هم مصاحبه کنید!

  • ۱۸ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۰۵:۱۰

    :|

  • شهاب الدین
    ۱۸ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۱۵:۰۶

    سلام، تو دانشگاه عقده داشتم که استادی مثل شما داشته باشم. الکترونیک خوندم و سطح دانش همه اساتید آکادمیک و مربوط به حداقل ۲۰ سال قبل. به هیچ عنوان اهل بروز بودن نبودن و جالب اینکه براشون مهم نبود دانشجوها برن دنبال مباحث روز. یادمه که به استادی پیشنهاد دادم درباره آی‌سی های FPGA سمینار بدم که استاد گفتن چون من چیزی نمیدونم و نشنیدم، نمیخواد! یا در مورد دیگه سمیناری درباره زمینه‌های کاری الکترونیک ترتیب دادیم که سخنرانش دانشجوی ارشد بود اما عملی خیلی خوب کار کرده بود و تجریه داشت. کلی به ما ایراد گرفتن که چرا همچین سخنرانی رو آوردین. استادی که دکتری قدرت داشت و از الکترونیک چیزی نمیدونست ایراد گرفت باید مدرکشون بالا بود و عضو هیئت علمی بودن. یا اینکه همه اساتید میدونستن که پروژه های دانشجو ها رو کس دیگه ای میسازه اما براشون مهم نبود و نمره میدادن. متاسفانه خیلی ازاساتید متوهم شدن و همه چیز حتی شخصیتشون به همین لفظ استاد بودن محدود شده و شخصیت و منش رفتاریشون رشد نکرده.
    خوش بحال شاگردای شما

  • امین
    ۳۱ اردیبهشت, ۱۳۹۳ - ۰۷:۲۸

    مرسی.
    امیدوارم اساتید دانشگاه رو بیشتر در سطح وب و در حال تولید محتوا ببینیم.
    دکتر جان، افراد خیلی زیادی به اینترنت دسترسی دارند که می‌تونید با انتقال دانش‌تون از طریق یک وبلاگ ساده به بهتر شدن زندگی و پیشرفت جامعه کمک کنید.

    • جواد مهری
      ۱۳ تیر, ۱۳۹۳ - ۰۶:۵۱

      این دقیقا همون جیزیه که من باهاش مشکل دارم. استفاده از اینترنت و سایتهای اجتماعی بزرگترین تفریح منه و اغلب ارتباط با دوستان و یادگیریهای من در این زمانها انجام میشه. در واقع وقت استراحت من به این موارد اختصاص داره و واقعا برام توانی نمی مونه که یک وبلاگ علمی رو اداره کنم. چند باری دوستان وادارم کرده اند اما به همین دلیل نتیجه قابل قبول نبوده.

  • ali
    ۲۱ خرداد, ۱۳۹۳ - ۰۸:۵۳

    من ضمن عرض سلام خدمت استاد دکتر مهری یک سئوال دارم. و آن این است که ایشان در دوران تحصیل در شهر اصفهان درس نمی خواندند؟

    • جواد مهری
      ۱۳ تیر, ۱۳۹۳ - ۰۶:۴۷

      سلام جناب علی آقا.
      بنده تمام دوران ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان رو اصفهان بودم. شاید اگر نام خانوادگیتون رو می نوشتین میتونستم بشناسمتون. :)

  • شراره
    ۳ تیر, ۱۳۹۳ - ۱۷:۴۳

    سلام استاد
    دستتون درد نکنه نه تنها واسه تدریستون که مطالب علمی و نرم افزار هایی که باد دادین هیچ جایی نمی تونستم یاد بگیرم بادمه وقتی تویی یه قسمت برنامه نویسی ۱ ماه مشکل داشتم و نمی تونستم رفع کنم بدون اینکه اطلاعی داشته باشین وقتی اشکالم رو پرسیدم سریع با تو کلاس برنامه رو نوشتین و حل کردین و من لذت بردم …..

    • جواد مهری
      ۱۳ تیر, ۱۳۹۳ - ۰۶:۵۲

      سلام شراره خانم. از لطفتون ممنونم.

  • امیر
    ۱۳ تیر, ۱۳۹۳ - ۱۴:۳۱

    خیلی جالب شد! عملا کامنت ها تحلیل نوت اصلی بودند و مطالب رو بیشتر شکونده بودن که در نتیجه مفاهیم مفهوم تر شدن!
    از شما استاد عزیز هم ممنونیم ، بنده شخصا هیچوقت در زندگیم به هیچ معلم و یا استادی ایمان نداشتم ، همچنان هم ندارم ، عقیده ام هم اینه که اگر از لحاظ منش مشکل دارن و بقول برخی دانشجویان فعلی “عقده ای” هستن مشکل خودشون نیست! و اگر هم از لحاظ علمی بروز نیستن دلیل اینه که علمشون قربانی تدریس شده ، و اگر از هیچ لحاظی مشکل ندارن، یا استاد نیستن و در صنعت سخت مشغول پیشرفت و کار هستن یا ایران نیستن! البته نظرم رو کامل نگفتم چون فرصتش نیست انشالله بعدا (منظور اینه که برداشت نکنید چون به هیچ عنوان به کسی توهینی نکردم) اما گفتم که بگم حداقل با دیدن این پست حس کردم گاهی هم بین “همه” یک شخص دیگه وجود داره :)
    باز هم ممنون و تشکر هم از USESTHIS و هم از استاد :)

    • جواد مهری
      ۳ شهریور, ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۵

      شما ممکنه فقط یک حرف از یک نفر یاد بگیرید که نه استاده نه معلم. بهترین کار اینه که اگر ارزش یاد گرفتن رو داره یادش بگیرید. معلم و استاد نه از طرف خدا اومده و نه معصومه. بنابراین کلمه ایمان داشتن یا پیرو یک شخص شدن چه در مورد اونها چه در مورد اشخاص دیگه از نظر من نامفهومه. خود من با وجود احترامی که از اعماق قلبم برای استادم دکتر میرنیا قائلم بارها با نظر ایشان در برخی موارد مخالفت کرده ام. در ضمن همه این اساتیدی که الان میبینید چه از نوع عقده ای و چه سالمش روزگاری دانشجو بوده اند و خودشان منتقد اساتید قبلی! به قول معروف دیکته نانوشته غلط ندارد. تنها اصلی که از نظر من قابل استناده اینه که:
      افتادگی اموز اگر طالب فیضی — هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.
      در ضمن از بابت اظهار نظرتان متشکرم

  • رضا
    ۱۵ تیر, ۱۳۹۳ - ۱۹:۳۵

    سلام.خواستم ببینم چه جور میشه یک برنامه نویس خوب شد بایدچه کتاب هایی بخونم؟

    • جواد مهری
      ۳ شهریور, ۱۳۹۳ - ۱۱:۰۲

      به نظر من کتاب رو باید هنگامی بخونی که بهش نیاز داری. اکثر افرادی که میخواهند برنامه نویسی کنند کتابهایی را قبلا خوانده اند. اما خواندن کتاب در هنگامی که بهش احساس نیاز نداری درست مثل اینه که یک نفر با حرفاش داره اعصابتو خرد میکنه. اول احساس نیاز رو در خودتون ایجاد کنید. انگیزه ای رو پرورش بدین بعد شروع کنید. بهتره یک پروژه که به درد خودتون میخوره رو شروع کنید. اگر شما نتونید نیاز خودتون رو تشخیص بدین و براش برنامه ای بنویسید مطمئنا نیاز جامعه را هم نخواهید شناخت و در نتیجه در بازار هم موفق نخواهید بود. وقتی نیاز خودتونو تشخیص دادید میتونید خودتون کتابهای لازم رو شناسایی کنید.

  • امیر
    ۱۵ مرداد, ۱۳۹۳ - ۱۹:۳۷

    با سلام
    من سال ۸۵-۸۶ با دکتر وههری اسمبل گذروندم
    تنها استادی هستند که به دانشجو به چشم دوست نگاه می کردن
    هر کسی هر سئوالی داشت (مرتبط به موضوع یا از شاخه های دیگه) جواب می دادن و من یادم نمیادتوی هیچ سوالی مونده باشن
    فقط به این اشاره کنم که
    پروژه ی پایانی کارشناسی ایشون کامپایلر c++ بود
    عوض اینکه از دکتر استفاده کنین ، ندیده نشناخته از روی مدل گوشی یا چیزای دیگه قضاوت نکنین
    متشکرم

  • جواد مهری
    ۳ شهریور, ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۲

    امیر جان سلام. از نظر لطفت ممنونم اما من هم سوالهای بی پاسخ زیادی دارم. در ضمن نیمه عمر علم کامپیوتر کمتر از شش ماهه و دوام اوردن در این وادی کار راحتی نیست. اما هدف اصلی من فقط این نیست که از علوم سر در بیارم. هدف اصلی من آموزش نحوه یادگیری به دیگرانه (نه یاد دادن) حتی کسانی که مدل گوشی، لباس یا … منو با بقیه مقایسه میکنند در این فرایند جایگاه مهمی دارند. یادتون باشه که این همون دیدگاه مشتری در بازاره و شخص بازاریاب باید از طریق همین اشخاص محصولشو بفروشه. بنابراین نمیشه و نباید این اشخاص رو در بررسیها حذف کرد. این افراد بخش عمده ای از جامعه ما هستند و قابل احترام. جامعه هدف شما وقتی عکاسی میکنی فقط عکاسان حرفه ای نیستند بلکه در بسیاری از موارد عموم مردم رو هم باید در نظر بگیری که به جای مسائل فنی عکاسی فقط به منظره ثبت شده نگاه میکنند. بنابراین شما در عین حفظ دانش حرفه ای خود و رعایت نکات فنی باید چیزی رو ثبت کنی که عموم مردم هم طالب آن باشند. البته راضی کردن همه امکان پذیر نیست.

  • فاطمه سالاری زارع
    ۱۳ شهریور, ۱۳۹۳ - ۰۶:۰۸

    خیلی جالب بود برام که غیر منتظره اسم یکی از اساتید خوب و باسواد دوران کارشناسی ام رو اینجا دیدم… ارزو دارم هرجا هستید شادو سلامت باشید.

  • حسین صادقی
    ۲۷ مهر, ۱۳۹۳ - ۱۹:۲۱

    سلام!!!!خسته نباشین واقعا
    من دانشجوی مدیریت بازرگانی هستم استاد این ترم هم تحقیق در عملیات برداشتم استاد برا کار عملیش مقاله خواسته اگه امکانش هس برام یه مقاله در مورد تحقیق در عملیات بفرستین تشک

  • سارا
    ۲۲ آذر, ۱۳۹۳ - ۱۵:۳۱

    باسلام خدمت شما استاد گرامی.من از شما درخواستی دارم نمیدونم تا چه حد میتونید به من کمک کنید.برنامه ای باید در متلب پیاده سازی کنم که مربوط به کتاب برنامه ریزی خطی و جریان های شبکه ای(مختاربازارا)هستش.مربوط به فصل۹٫باید گره ها رو بدهیم و گراف شبکه را خروجی کند.متاسفانه نتونستم تا الان اون رو پیاده سازی کنم.اگر شما بتونید به من کمک کنید خیلی ممنون میشم.وقت زیادی ندارم تا اوایل دی باید این برنامه رو اماده کنم.لطفا اگر براتون مقدوره به من کمک کنید.خیلی برام سخته.دانشجوی ترم سه ارشد تحقیق در عملیات.من منتظر جوابم. با سپاس فراوان

  • سارا
    ۲۲ آذر, ۱۳۹۳ - ۱۶:۳۱

    باسلام خدمت شما استاد گرامی.من درخواستی دارم نمیدونم شماتاچه حد میتونید به من کمک کنید.یرنامه ای باید بنویسم درمتلب مربوط به کتاب مختاربازارا فصل۹هزینه مینیمال جریانهای شبکه ای.متاسفانه نتونستم اونو درمتلب پیاده سازی کنم برام واقعا مشکله.اگرشما به من کمک کنید خیلی ممنون میشم.واقعا نیاز دارم به این برنامه.لطف کنید اگر کمکی از دستتون برمیاد به من راهنمایی بدید.باتشکرفراوان.دانشجوی ترم سه تحقیق درعملیات

  • سعید کاشی
    ۱۸ آذر, ۱۳۹۴ - ۰۹:۳۷

    سلام
    من در مورد تئوری درام چیست مطلب می خواهم
    خواهشمند است ایمیل نمایید
    با تشکر فراوان

  • پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *