علیرضا مجیدی : یک پزشک

علیرضا مجیدی : یک پزشک

کی هستی و داری چی کار می کنی ؟

علیرضا مجیدی هستم، نویسنده و صاحب وبلاگ «یک پزشک» اما در مورد اینکه دارم چی کار می‌کنم، مطمئن نیستم، به نظر می‌رسه که می‌خوام از زندگیم به صورت سودمندی لذت ببرم، به تعبیر فرنگی‌ها و اون ترانه قشنگ انیمیشن شیرشاه lion king، سیاست live and let live رو دارم، دوست دارم سرخوشانه زندگی کنم و تا جایی که می‌تونم این سرخوشی و انرژی رو به بقیه هم هدیه کنم. کارهایی در زندگیم می‌کنم که می‌دونم متضاد با روتین‌های جامعه است، روتین‌هایی که می‌گن باید دنبال پول باشی و همرنگ جماعت باشی. مثلا زمان‌هایی را برای مطالعه، وب‌گردی، خوندن و نوشتن، ورزش‌ و نرمش و فیلم و سریال دیدن کنار می‌گذارم.

خوندن برام یک «عیش مداوم»ه، نوشتن بعضی از پست‌ها و البته نه همه اونها در وبلاگم، برام روح‌افزاست. بعضی وقت‌ها که می‌شه آزادتر و عریان‌تر بنویسم و می‌بینم که چطور می‌تونم خواننده را با کنار هم چیدن عباراتی ساده و سنجیده تحت‌تأثیر قرار بدم، لذت می‌برم. این طور وقت‌ها گاهی تخیلم را به کار می‌گیرم و با خودم می‌گم با همین ابزار اگر آسوده‌تر و رهاتر بودم و دغدغه‌هایی نبود، چه کارها که نمی‌تونستن بکنم.

زندگی رو ساده می‌گیرم، گاهی همه چیزی که برای احساس خوشبختی نیاز دارم یکی دو سکانس از یک فیلم خوب، یک خوردنی لذیذ، یک پاراگراف در یک کتاب ادبی، یک رویداد فناوری سطح بالا است.

با این همه وقت‌هایی هست که به کلی ناامید می‌شم، حس می‌کنم نوشتنم هیچ سودی نداره، در زندگیم هیچ کار معنی‌داری نکردم، کسی بهم اهمیتی نمی‌ده، اما این طور لحظات و دقایق ناامیدی معلوم دیرپا نیستن. معمولا به فاصله کوتاهی، دوباره سعی می‌کنم برنامه‌ریزی کنم.

خلاصه اینکه اگر بخوام کوتاه به سؤال اولت پاسخ بدم باید بگم که دوست دارم به وقت پیری و در انتهای جاده، وقتی به مسیر زندگیم نگاه می‌کنم راضی باشم و با خودم بگم که سبک زندگی خاص خودم رو داشتم. (+)

البته گاهی هم آرمانگراتر می‌شم،  علاقه پیدا می‌کنم که crazyتر از این حرف‌ها باشم (+)، اما فعلا و به حکم ضرورت، بین انتخاب زندگی روتین، زندگی ساده‌ توأم با سرخوشی و این زندگی عصیان‌طلبانه مرددم و بینشون چرخش می‌کنم.

 

از چه سخت افزارهایی واسه کار و زندگی استفاده می کنی ؟

یک سیستم دسکتاپ تقریبا های اند دارم که بیشتر کارهام را باهاش انجام می‌دم، این سیستم همیشه روشنه. پای همین سیستم و یک مانیتور 22 اینچی هست که مطالبم رو می‌نویسم.

سخت‌افزار بعدیم یک آی‌پد ایر مشکی هست، که باهاش وب‌گردی می‌کنم، زایت و فلیپ‌بورد می‌خونم، اپلیکیشن‌های سایت‌های خبری دیگه رو چک می‌کنم و ای بوک مطالعه می‌کنم.

گوشیم یک آی‌فون 5s است. یک تبلت نکسوس دارم که باهاش اپلیکیشن‌های اندرویدی را نصب می‌کنم و تست می‌کنم تا فاصله‌ام از دنیای اندروید زیاد نشه.

یک نت بوک ای پی سی دارم که در سفرها ازش استفاده می‌کنم، البته فکر کنم این رو باید به زودی عوض کنم.

تلویزیون هم جزء اصلی زندگیم هست ، پس باید بهش اشاره کنم، یک led سونی 46 اینچی توی اتاقم دارم که به کامپیوتر دسکتاپم وصله، یک دستگاه dvd ریکوردر بهش وصله که باهاش معمولا برنامه‌هایی را که وقت نمی‌کنم سر فرصت ببینم، ضبط می‌کنم.

روی میز تلویزیون البته پخش‌کننده بلوری، یک مولتی مدیا پلیر egreat و حتی پخش کننده VHS هم هست.

 

از چه نرم افزارهایی استفاده میکنی ؟

سیستم عاملی که ازش استفاده می‌کنم ویندوز 7 هست. اما خیلی دوست دارم مک رو هم امتحان کنم، اگر فرصتش پیش بیاد شاید وقتی که آی‌مک خریدم، کلا برم روی مک. نرم‌افزارهایی که استفاده می‌کنم در سیستم دسکتاپ چیزهای روتینی هستن مثل فایرفاکس – کروم – بسته آفیس. معمولا ویدئوها را با VLC Media Player پخش می‌کنم، از نرم‌افزار اسنگ ایت هم زیاد استفاده می‌کنم. جالبه بدونین برای نوشتن متن‌ها، معمولا ابتدا اونها رو توی نرم‌افزار فرانت پیج می‌نویسم!

بله! می‌دونم انتخاب‌های نرم‌افزاریم چندان گیکی نیستن!

اما توی آی‌پد، اپلیکیشن‌های خیلی زیادی دارم، اما عمده کار من با اپلیکیشن‌های خبرخوانی مثل زایت، فلیپ‌بورد و پریسماتیک هست.

 

چه کتابی رو دوست داری و آخرین کتابی که خوندی چی بود ؟

کتاب‌های مورد علاقه من ادبیات داستانی خارجی هستد. در این میان علاقه خاصی به ژانر علمی- تخیلی دارم، متأسفانه در ایران خیلی کم کتاب‌ علمی – تخیلی چاپ می‌شه. به همین خاطر انتخاب‌های من سالهاست خیلی محدود شدن.

کتاب زیاد می‌خرم

مثلا آخرین خرید من این هست:

یوززدیس

همین دیشب من کتاب «او بازگشته است» رو شروع کردم که کتاب خیلی جالبی به نظر می‌رسه، داستانش اینه که هیتلر در آخرین روزهای حیاتش ناگهان به سال 2011 پرتاب می‌شه، حالا موقعیت‌های کمیکی را تصور کنین که در اون جناب «پیشوا» وارد آلمان مدرن شده و عکس‌العمل مردمی که اون رو یک کمدین می‌دونن!

– در مورد پست‌های وبلاگی، باید بگم پست‌های خوبی که شخصا دوستشون داشته باشم، زیاد نوشتم: مثل ویژه‌نامه نوروزی‌ای که در مورد خلاقیت نوشته بودم و بعد ای بوکش هم کردم، یا آزمایش آقای جونز: «موج سوم» یا افسون دیکتاتور آزمایشی که جهان را شوک‌زده کرد: روی تیره طبیعت آدمی در ستایش امید به مناسبت ۳۱ شهریور . البته پست‌های تکنورلوژیک زیادی هم نوشتم که در وقت خودشون تأثیرگذار بودن، اما همون طور که می‌دونین این پست‌های معمولا تاریخ مصرف محدودی دارن. علاوه بر این پست‌های معرفی کتاب رو هم دوست دارم.