تورج صابری وند : یک گرافیست

تورج صابری وند : یک گرافیست

کی هستی و داری چی کار می کنی ؟

من یک  گرافیستم. گرافیستی که نمی‌دونه سرنوشت طرح‌هایی که تو این ده سال کشیده چی شدن، چی کار می‌کنن؟ کی دیده و الان کجان؟ اگه الان ببینم‌شون می‌تونم بشناسمشون. نه. معمولا دوست‌شون ندارم. امروز که داشتم سایتم رو به‌روز می‌کردم فهمیدم، کلی از طرح‌های اول سال ۹۲ رو هم حذف کردم. من هم یک گرافیستم مثل همه‌ی گرافیست‌های دیگه. تنها فرقی که ممکنه با گرافیست‌های دیگه داشته باشم این که نمی‌تونم خیلی غر بزنم و نامنظم باشم و مجبورم وقتم رو با قدم زدن در حومه‌ی روستای گرافیک بگذرونم. در مورد برندینگ می‌خونم و به راه‌حل‌های ویژوالایز کردن استراتژی‌ها فکر می‌کنم. وقتی آدم‌ فرهنگی می‌شم به هنر و گرافیک نگاهی اجتماعی دارم و تو روزنامه‌‌ها می‌نویسم. تو روزنامه‌ی شهروند هر هفته، چهارشنبه‌ها در مورد صلح و چیزهای تصویری می‌نویسم از پوسترهای لوبالوکوا تا ستاره‌های پرچم عراق و در روزنامه‌ی شرق، وقتی می‌خواهم نقدی بنویسم و چند باری که در روزنامه‌ی اعتماد و سایت گرته. بعضی وقت‌ها نوشتن برام جذاب‌تر از دیزاین کردنه. مثلا همین الان. یا وقت نوشتن مطلبی در مورد نشانه‌شناسی سیاسیش

برگردیم به گرافیک. سعی می‌کنم گرافیک رو ربط بدم به موضوع‌های اجتماعی. مثل پروژه‌ی «اعتراض مردمی» به تحریم دارو که یکی دو ماهی هست شروعش کردم. چند تا کارت‌پستال‌ طراحی کردم و نزدیک صد نفر از چهره‌ها و شخصیت‌های مورد احترام رو پیدا کردم تا کارت‌پستال‌ها رو به دبیرکل سازمان ملل بفرستم. محمد خاتمی و عباس کیارستمی از مورد احترام‌ترین‌ها آن‌ها بودند. تو گالری طراحان آزاد نمایشگاهی از کارت‌ها را برگزار کردم و در هفته‌ی اول خبرش سر از روزنامه‌ی گاردین لندن و العربیه درآورد و تیتر یک ایرنا شد اما فیس‌بوکش تازه از ۵۰۰۰ نفر گذشته. بد هم نیست. البته برنامه‌های جدیدتری برایش دارم.
اما مهم‌ترین کاری که در زندگی می‌کنم این که آروم زندگی کنم برای همین لازمه به جز درون خودم، خونه و محل کارهام مرتب باشه، برنامه‌هام در هم و بر هم نباشه، با عجله‌ رانندگی نکنم و عصبانی نباشم و… شیوه‌ی اجراش هم حذف کردنه: حذف کارهای غیرضروری زندگی، آدم‌های غیرضروری، وسایل غیرضروری مثل تلوزیون.

 

از چه سخت افزارهایی واسه کار و زندگی استفاده می کنی ؟

تنها کامپیوترم، یک لپ‌تاپ اچ.پی پاویلیون هست که حدود شش، هفت سال دارمش. با این که رنگ یه بخش‌هایش رفته و گوشه‌ی لولاش شکسته‌ اما خوب کار می‌کنه. لوگوی رایتل رو با همین طراحی کار کردم. البته موس‌اش یه دو سال جوان‌تر از خودشه. بعد از کامپیوترم، موبایل مهم‌ترین وسیله‌ی الکترونیکی منه. اسمارت نیست اما موبایل باهوشی‌ً ِ. هیچ کدوم از برنامه‌ها و کار‌ها و قرارهام رو فراموش نمی‌کنه. اون خیلی باهوش‌تر از منِ. باید بگم که این یک هدیه‌ست، یک نفر روز تولدم تصمیم گرفته‌ بود من رو از شر گوشی قبلیم خلاص کنه. راستش من اساسا از ابزارهایی که جلوتر از من باشند می‌ترسم. اون‌ها جلوتر از من هستند و من رو به دنبال خودش می‌کشونند. مدتی هست دارم تمرین می‌کنم که افسار همین موبایل رو به دست بگیرم. اینه که یه مدتی کلا سایلنت‌اش کردم. راستش وقتی کسی زنگ می‌زنه انگار کسی وارد خونه‌ت شده و داره با موبایل تو آهنگ می‌زنه، آقا نزن. برو بیرون.

saberivand-a
من تنها زمانی تبلت یا اسمارت‌فون می‌گیرم که مطمئن باشم می‌تونم بهش سوار بشم. مثل دفترچه‌ای که همیشه همراهم هست، می‌شه توش اتود زد، صورت‌جلسه نوشت و نت برداشت. تفاوتش با تبلت اینه که بهش اعتیاد ندارم و مدام می‌تونم با ده هزار تومن یکی جدیدش رو بگیرم.
اما دو سخت‌افزاری که خیلی هم سخت نیستند اما نقش کلیدی زندگی من دارند: کارت بانکی و دانه‌های قهوه. تا جایی کم پیش میاد که پولی تو جیب داشته باشم. یک بار خواستم از نوازنده‌ای که پشت چراغ قرمز گیتار می‌زد بپرسم: ببخشید آقا کارت‌خوان دارید؟ خب به نظرم باید حواس‌مان به اون‌ها باشه، اونا شهر رو جای زیباتری برای زندگی می‌کنند، اون‌ها واون‌هایی که گل می‌فروشند. نه ما گرافیست‌ها . فکرش را بکنید ما در شهر بوق می‌زنیم، آن‌ها گیتار و آکاردیون می‌زنند. به نظرم موثرتر از سازمان زیباسازی شهرداری تهران هم هستند. چند بار تو روزنامه‌ شرق نوشتم و جواب نداد تا این که خود آقای قالیباف رو خطاب قرار دادم و نوشتم: چرا وقتی تو انتخابات شرکت می‌کنند پوسترهاشون انقدر خوب و هوشمندانه‌ست: لنز آبی، ایرباس، حلقه‌ی ازدواج… اما الان چرا تو بیلبوردها رخت پهن می‌کنند؟
برمی‌گردم خانه. آشپزی که یکی از جذابیت‌های پنهان زندگی است که زن‌ها آن را از ما گرفته بودند. ما پس‌گرفتیم‌اش. راز داستان هم در پودرهای معطری است که در داخل شیشه‌های آن جعبه‌ی سفید رنگ چوبی نهفته است. عرق بیدمشک هم داخل آن شیشه‌ی سبز جایگزین نوشابه‌های سرمایه‌داری امپریالیسم کثیف اما خوشمزه‌ و گازدار جهانی شده است. با شیشه‌ای که می‌‌توان میکسی از شربت عرقیجات درست کرد بی‌آن‌که قطره‌ای بیرون بریزد. تازه کشف‌اش کرده‌ام.

saberivand-b
اما آخرین سخت‌افزارهای که به خاطر رشد نابه‌هنگام گیاهی که هیچ وقت نور نمی‌بیند از دست‌اش داده‌ام، تخته‌سیاهی نازکی چسبیده به یخچال است. پوستر انجمن حمایت از کودکان را با همین کار طراحی کرده‌ بودم.

saberivand-c

saberivand-e

 

از چه نرم افزارهایی استفاده میکنی ؟

 کورل دراو X6 (فقط چون من آدم وفاداری هستم ورنه الان نماد عقب‌ماندگی است. البته باهاش می‌شه نمادهای مهمی طراحی کرد. خود من یک ماه پیش نماد پزشکی ایران را باهاش طراحی کردم. باور کنید. تو وب‌سایت‌ام هست.)
فتوشاپ (اگر نصب باشد، شاید. از آن‌جایی که چندان نیازی بهش ندارم، اوایل امسال بیش از دو ماه فتوشاپ نداشتم هیچ مشکلی پیش نیامد)
وورد (چون رقیبش Ctrl + Z نداره، خودکار منظورمه)

 

چه کتابی رو دوست داری و آخرین کتابی که خوندی چی بود ؟

آخرین کتابی که می‌خوانم نشانه‌شناسی آقای اکوست. خواندش را توصیه نمی‌کنم که خودم هم پای در گِل مانده‌ام اما بهم برمی‌خوره بذارمش کنار. کتابی که بشه توصیه کرد…  چیزی یادم نمیاد… سعی می‌کنم روشنفکرانه باشه… بذار کتابخانه‌ام رو ببینم، الان برمی‌گردم…
آهان تا حالا چند نفر از دوستام گفتند «عقاید یک دلقک» بسیار خواندنی ست. آدم حرف گوش‌کنی اگر بودم از سال ۸۷ که دوستی آن‌ را بهم هدیه داده بود می‌خواندم. البته جز معدود کتاب‌هایست که چند بار چاپ شده (تا سال ۸۷، نه بار)‌ اما کتاب خوبی است. معمولا کتاب‌های خوب در کتاب‌فروشی‌ها خاک می‌خورند.

۳۳ دیدگاه

  • احسان
    ۲۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۸:۲۶

    بعضی از پست‌هاتون مثل این پست و پست دکتر فرج‌زاده اصلا مربوط به نردها و گیک‌ها نیستند و بیشتر تو دسته‌ی “دوستان از چی استفاده می‌کنن” قرار می‌گبرن.
    بازم ممنون البته :)

    • usesthis
      ۲۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۸:۵۶

      تعریفی که از نرد ( nerd ) در یوززدیس داریم، افراد غیراجتماعی و گوشه گیری نیستند که مشغول هک یک چیز عجیب و غریب شدند. اینجا، واژه نرد یک بهانه است برای پرسیدن چهار سوال از کسایی که در زمینه ای خاص بیشتر از بقیه مطالعه کرده ان.
      راستی … واقعا قضاوت راجع به تخصص آدم ها کار سختیه. ما سعی میکنم به مرور زمان همه رو اینجا جمع کنیم.
      ممنون از یادآوری..

      • ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۵

        شناساییتون عالیه اما. خیلی خوبه که آدمای فوق‌العاده خودشون رو نشون می‌دن خارج از حوزه تخصصشون. آدم رو به این فکر می‌اندازه که تنها ویژگیی که توی همه این آدم‌های فوق‌العاده مشترکه اینه که همشون خودشونن و خودشون. از کسی تقلید نمی‌کنن.

  • ۲۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۸:۴۲

    نکته اخلاقی این پست Use this این بود که برای خلق کارهای بزرگ ابزارهای بزرگ نیست ، خلاقیت و ابتکار لازمه…

  • ۲۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۹:۱۷

    تورج با احساس و لطیف حرف میزنه من دوسش دارم :)
    و یه خاطره خوب تو تیریز تو شرکت نارمند هم ازش دارم که رفته بودم واسه مصاحبه و اون عکس من :)
    از وقتی شروع به خوندن این متن کردم واقعن آرامش رو حس کردم …. ایول تورج …اوه اوه نمیدونم این ایول رو میشه به تورج گفت یا نه ؟ شاید باید بگم خیلی عالی نمیدونم ولی کلن حست و شخصیتت به خونه و رنگا و چیدمانش میخوره …خیلی جورین :)
    موفق و سربلند و خندون و مردمی باشی .
    نسرین :)

    • ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۱

      مرسی نسرین بله چند بار مثال زدم که جای عکس، ایکون یاهو گذاشته بودید : )

      • ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۹:۵۵

        آره یادش به خیر،
        تو فرم اینترنتی نیروی کار نارمند،یکی از گزینه های اجباری گذاشتن عکس بود که باید آپلود میکردیم، منم آیکون اسمایلی یاهو رو به جای عکس خودم آپ کردم . :)
        بعد که رفتم برا مصاحبه تورج فرم رو پرینت کرده بود و بهم نشون داد که این شما هستین :) منم خندیدم گفتم دیگه چیکار کنم و …

  • ۲۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۲۰:۲۰

    از این جمله تورج خوشم اومد: «مهم‌ترین کاری که در زندگی می‌کنم این که آروم زندگی کنم. شیوه‌ی اجراش هم حذف کردنه: حذف کارها و آدم‌های غیرضروری» اگه حواست نباشد آنقدر زندگی ات شلوغ می شود که در اون غرق می‌شی…

  • سعيد
    ۲۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۲۰:۳۳

    سلام؛ اینجا فقط تبریزی‌ها بازی هستند نه؟ (تا الان به نظر اینطور بوده)
    موفق باشید

  • مهدی
    ۲۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۲۰:۵۴

    خوب بود! ولی عزیزم احتمالا کارت اعتباریت سوخته :))

  • ۲۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۲۰:۵۴

    سلام. چقدر خوب بود.
    تورج جان مایه افتخار ماست. امیدوارم همیشه سلامت باشن..
    مرسی از شما.

  • وحید
    ۲۴ اسفند, ۱۳۹۲ - ۲۰:۵۷

    خوب بود،خسته نباشید

  • رها توفیق
    ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۰۳:۴۱

    یوززدیسِ تورج پر از عنصرهایی مثل کاغذ و چوب و قهوست. همه چیز هم حول و اطراف رنگ قهوه ای میگرده.
    لذت بردم از خوندنش و امیدوارم بقیه هم تو این مایه ها بنویسند.

  • Mirhasan
    ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۰۶:۴۱

    خیلی خوب بود آقای صابری
    پس طراح لوگوی رایتل که خیلی ها می‌گفتن یه جورایی کپیه شما بودی
    اون طرح هوای پاک برای کودکانتون هم عالی بود

    یوزز دیس دمت گرم

    • ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۵

      بله طراح اون لوگو من بودم، اما لوگویی که بعد از رونمایی رایتل منتشر شد انقدر شبیه بود که اگر می گفتم من این لوگو رو ندیدم شاید کسی باورش نمی شد، من هم چیزی نگفتم. خب واقعا خیلی شبیه بود.

  • ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۰۷:۱۰

    خیلی لذت بردم از اینکه تورج عزیز با کمترین امکانات بیشترین ها رو خلق میکنه و این نقطه درستیه که باید همه با بهش برسیم .

  • وحید
    ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۰۷:۲۰

    تورج کاش از تقویم دیواری اتاقت هم می‌گفتی، خیلی دوست داشتنیه.

  • ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۸

    من ماهی سه تا موس و سالی یک گوشی خراب می‌کنم. خیلی دوست دارم بدونم تورج جان چطوری استفاده می‌کنن از موس و گوشیشون که اینقدر باهاشون مونده!

    • ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۸

      من فکر میکنم شما بگین چه جوری استفاده میکنین که ماهی سه تا موس و سالی یه گوشی خراب میکنین :)

  • ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۴:۱۶

    چقدر قلم زیبایی داره آقای صابری‌وند، خیلی کلمات و جملات رو خوشگل کنار هم چیده بود؛ به شخصه ایشون رو خیلی دوست دارم، و آرزوی موفقیت دارم براشون؛ از شوما هم ممنونم ;)

  • ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۹:۵۱

    تورج من یه سوال دارم، این که اومدی روی میزت کارت اعتباری بانک سامان رو گذاشتی مسلمن هدف داشتی، بعد از اینهمه کوبیدن این بانک و … حتمی هدف داشتی، میخوای اعتبار بدی به این بانک ؟ دوست داشتی جواب بده، دوست نداشتی نه من کلن اوکی هستم :)

  • Mirhasan
    ۲۸ اسفند, ۱۳۹۲ - ۱۸:۵۰

    تورج جان حالا که اینقدر جامع جواب سوالهای وبلاگ و سوالهای کاربرا رو میدی، میشه بگی برای تبدیل شدن به یه گرافیست نیمه حرفه‌ای باید از کجا شروع کرد؟ نقطه آغاز به چه شکلی باشه بهتره به نظرت؟ تشکر پیشاپیش بابت پاسخ.
    ضمنا الان که این نظر رو می‌فرستم ۲۰ ساعت بیشتر تا تحمیل سال زمان باقی نیست، نوروزت هم مبارک باشه.

  • ۴ فروردین, ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۷

    مرسی سال نوی شما هم مبارک
    راستش به نظرم دو راه اصلی وجود داره: کار کردن و به نقد گذاشتن.
    و کار خوب دیدن

  • حسین
    ۹ فروردین, ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۲

    “شربت عرقیجات”
    بیشتر دوست دارم راجع به نوع شربتها بدونم؟ مثلا خودم دنبال شربت کاسنی و شاهتره هستم ولی اطلاعات زیادی پیدا نکردم

  • ۱۹ اسفند, ۱۳۹۴ - ۲۰:۳۶

    خیلی متن زیبایی بود …

  • مسعود
    ۱۱ اردیبهشت, ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۳

    آقا دم شما گرم :)
    شما نمونه واقعی یه همچین چیزی هستید =>
    /https://jadi.net/2013/10/na-bache-bokofski

  • پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *